علت افسردگی پس از زایمان چیست؟

علت افسردگی پس از زایمان چیست؟ - تصویر 1

 

علت افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی پس از زایمان با علائمی همچون سستی و بیحالی، حس ناخوشایند به زندگی، ناامیدی، داشتن افکار منفی به زندگی، پایین آمدن آستانه تحمل و پرخاشگری همراه است.با اینکه وزارت بهداشت تلاش های گسترده ای برای ترغیب زنان به زایمان طبیعی آغاز کرده، اما هنوز هم کش و قوس بر سر اینکه زایمان طبیعی بهتر است یا سزارین،

 

عوارض کدامیک کمتر است و کدام مزایای بیشتری دارد، ادامه دارد. در این میان عارضه جدیدی که به عوارض متعدد سزارین نسبت داده شده افسردگی پس از زایمان است و پژوهشگران دانشگاه شهید بهشتی ادعا کرده اند که این اختلال در زنانی که سزارین کرده اند، بیشتر مشاهده می شود.

 

تردید ما در مورد اینکه این ادعا تا چه حد مبنا و پایه علمی دارد و می توان آن را به همه زنان تعمیم داد، بهانه ای شد تا موضوع را با چند متخصص مطرح کنیم. این کارشناسان که نظرهای متفاوت شان را در ادامه خواهید خواند، برای تان روشن می کنند که آیا قرار است با زایمان سزارین خود را در معرض خطری جز مشکلات جسمی قرار دهید یا خیر.

 

سزارینی ها افسرده ترند؟

نه! درست نیست

دکتر رزاقی، روانشناس و مدرس دانشگاه آزاد:افسردگی پس از زایمان با علائمی همچون سستی و بیحالی، حس ناخوشایند به زندگی، ناامیدی، داشتن افکار منفی به زندگی، پایین آمدن آستانه تحمل، پرخاشگری، اختلال در خواب (کم خوابی یا پرخوابی)، اختلال در روابط جنسی، اختلال در نوع تغذیه، زود گریه کردن

 

، عدم تمایل به حضور در اجتماع و عدم رعایت نظافت شخصی و عمومی درخانه همراه است. اما در اینکه افسردگی پس از زایمان در سزارین بیش از زایمان طبیعی دیده می شود، باید بگوییم که دلیل محکم تری از نشانه های پزشکی کلینیکی وجود دارد تا وقوع افسردگی پس از زایمان را در زنانی که به روش سزارین نوزادشان را به دنیا آورده اند، رد کنیم. زیرا اصطلاح و شناسایی افسردگی پس از زایمان،

 

در گذشته و دورانی مطرح شده است که میزان زایمان طبیعی در زنان بیش از سزارین بود. این در حالی است که امروزه زایمان سزارین در دو دهه گذشته شکل و رواج بیشتری به خود گرفته است. پس نتیجه می گیریم که احتمال بروز افسردگی در زنان سزارینی با دلایل محکم و قوی همراه نیست. از سوی دیگر هیچ ارتباط معناداری نیز بین خروج زودهنگام بچه از شکم در سزارین و بروز افسردگی در مادر وجود ندارد.

 

مادری که به روش طبیعی قرار است زایمان کند و ساعت هشت صبح می آید و در بیمارستان بستری شده و چهار بعد از ظهر نوزادش را به دنیا می آورد و مادری که تصمیم گرفته به روش سزارین زایمان کند و زایمانش مدت زمان کوتاهی طول می کشد، از نظر زمانی هیچ تفاوتی با هم ندارند.

 

اما نکته مهمی که باید به آن توجه داشت وجود زمینه افسردگی در مادر است. یعنی اگر زنی زمینه ارثی افسردگی دارد یا تجربه افسردگی در گذشته را داشته است، معمولا ما احتمال بیشتری می دهیم که پس از سزارین مبتلا به افسردگی شود یا افسردگی پنهانی که سال های سال به همراه داشته اما تا به حال فرصت ظهور پیدا نکرده است را نشان دهد.


نه رد می کنم و نه تایید

دکترناظمی، روانشناس:تاکنون هیچ تحقیق مستندی که نشان دهد افسردگی در زنانی که سزارین کرده اند، بیش از کسانی که طبیعی زایمان داشته اند بروز می کند، وجود ندارد؛ چراکه افسردگی پس از زایمان را من در هر دو گروه چه در سزارینی ها و چه در طبیعی ها دیده ام. البته ممکن است در خارج از کشور تحقیقی در این مورد صورت گرفته باشد که از آن اطلاعی ندارم.

 

با این حال و به اعتقاد من بروز افسردگی پس از زایمان به ویژگی های شخصیتی افراد و خودآگاهی شان برمی گردد. به این معنی که نگاه فرد به پدیده زایمان چگونه بوده است؟ چه برنامه ریزی برای آینده کرده است؟ میزان تاب و تحمل او در برابر پدیده زایمان چقدر است؟

 

از نظر شخصیتی منفی گر است یا دید مثبتی به وقایع دارد؟ آیا آستانه تحمل بالایی دارد یا پایین است؟ آیا رابطه خوب و مطلوبی با همسرش دارد یا تنش بین او و شوهرش حکمفرماست؟ بنابراین این ادعا را نه رد می کنم و نه تایید. مگر اینکه یک گزارش آماری بیاید و بگوید ۷۰ درصد زنانی که به روش سزارین زایمان کرده اند، پس از زایمان دچار افسردگی شده اند.

 

بله! درست است!

دکتر چایچیان، متخصص زنان و زایمان و دانشیار دانشگاه آزاد:من این موضوع را کاملا تایید می کنم. مسئله ای که مطرح می کنید، یک باور نبوده و یک کشف علمی و حقیقت است و زنی که به روش سزارین زایمان کرده، با به دنیا آمدن بچه احساس می کند عضوی از بدن او کنده شده است، به خصوص اگر زمینه افسردگی در او وجود داشته باشد و احتمال اینکه دچار افسردگی پس از زایمان شود، بیشتر است. در روند زایمان طبیعی، مادر نقش مستقیمی در به دنیا آمدن کودکش دارد،

 

چراکه درد و فشار زیادی را تحمل می کند، پاره شدن کیسه آبش را می بیند، خروج لحظه به لحظه نوزادش را حس می کند و تحمل تمام این رنج ها، باعث می شود تا مادر به دام افسردگی پس از زایمان نیفتد. همین دردی که مادر تحمل می کند، برایش لذت بخش است، چراکه شوق مادر شدن را دارد. اما در سزارین اوضاع چطور است؟

 

وقتی مادر بیهوشی عمومی می گیرد، برخلاف زایمان طبیعی، هیچ دخالت مستقیمی در روند زایمان ندارد. پس از به هوش آمدن وقتی نوزاد را در آغوش مادر قرار می دهند، او به فرزندش به چشم موجود غریبه ای نگاه می کند و نمی تواند او را قبول کند و افکار مبهمی درخصوص کودکش به ذهنش هجوم می آورد.

 

چنین افکاری است که به بروز افسردگی در مادر دامن می زند. از سوی دیگر دردی که مادر پس از به هوش آمدن تحمل می کند، درد طبیعی نبوده و مصنوعی است، مادر هیچ دخالتی در روند زایمان ندارد، فعال نبوده و منفعل است؛ درست برعکس زایمان طبیعی که مادر در تمام مدت فعال است و تلاش می کند تا نوزادش را با فشار و درد خارج کند و خودش روند زایمان را جلو ببرد.

 

دقیقا به همین علت است که برای جلوگیری از بروز این مشکلات ما به مادران توصیه می کنیم به روش طبیعی زایمان کنند. ازسوی دیگر دوران نقاهت را هم باید در نظر بگیریم. در سزارین به دلیل جراحت هایی که جسم مادر برمی دارد، دوره بهبودی اش نسبت به مادری که به شکل طبیعی زایمان کرده طولانی تر است؛

 

چون دردهای شدیدی را تحمل می کند. اما در زایمان طبیعی لحظات دردناک همان لحظات زایمان است و پس از چند روز زائو می تواند حرکت کند؛ چیزی که در مادر سزارین شده دیده نمی شود. برای پیشگیری از بروز افسردگی به مادرانی که تصمیم گرفته اند سزارین کنند، توصیه می کنیم در دوران بارداری حتما با روانپزشک یا روانشناس مشورت کنند،

 

چون متخصص زنان و زایمان نمی تواند تشخیص دهد مادری که سزارین کرده آیا مبتلا به افسردگی می شود یا نه؟ احتمال دارد خانمی که به ما مراجعه کرده، دقیقا جزو گروهی باشد که پس از سزارین مبتلا به افسردگی شود، اما نمی توان نقش اختلالانی که فرد پیش از زایمان به آنها دچار بوده را نادیده گرفت. بنابراین خانمی که اختلال روانی دارد، قبل از بارداری حتما باید با یک متخصص روانشناس یا روانپزشک صحبت کند.

 

علت افسردگی پس از زایمان چیست؟ - تصویر 2

 

هرگز فراموش نکنید!

دکترجعفریان، متخصص تغذیه :اگر تازه به جمع مادران وارد شده اید، با رعایت این توصیه ها از افسردگی پس از زایمان رها شوید.امگا۳: مصرف غذاهای دریایی مثل ماهی های چرب، سالمون، قزل آلا و ماهی تن هم در حفظ سلامت روان تاثیر دارند.ویتامین D: قرار گرفتن در معرض نور خورشید و مصرف غذاهای دریایی و لبنیات به دریافت بهتر ویتامین D کمک می کند.

 

ویتامین های گروه B: مادران می توانند با مصرف گوشت قرمز و ماهی حال بهتری را در روزهای بعد از زایمان تجربه کنند.مایعات: مادر اگر به اندازه کافی نتواند شیر تولید کند، نگران شده و دچار افسردگی می شود، بنابراین توصیه می کنیم مادر با مصرف غذاهای آبکی، تولید شیر را بالا ببرد زیرا با افزایش شیر طبعا استرس او نیز کاهش پیدا می کند.

 

غلات: توصیه می کنیم مادران از غلات سبوسدار استفاده کنند، زیرا شیر تولید شده منبع غنی از ویتامین های گروه B و املاح است.سبزیجات: مادری که به اندازه کافی سبزیجات برگ دار، اسفناج وکلم بروکلی مصرف می کند، ویتامین C ،A کلسیم و آهن بیشتری به بدنش می رساند.آنتی اکسیدان ها: این ماده را در میوه هایی همچون تمشک، انار، پرتقال، سبزیجات برگ دار و انواع توت ها می توان یافت.

 

انواع افسردگی و علائم آن

افسردگی دو نوع است ،‌ یک قطبی و دو قطبی . در نوع دوم ( دو قطبی ) علاوه بر احساسغم واندوه ، با علائمی چون پرحرفی ، فعالیت زیاد و تحریک پذیری نیز رو به رو خواهیم بود . زنان کمتر از مردان به نوع دوم ( دو قطبی) افسردگی مبتلا می شوند . علائم افسردگی عبارتند از:

 


۱) اندوه ، اضطراب ، احساس پوچی و بی ارزشی.


۲) کاهش سطح هیجانات.


۳) تحریک پذیری ، گریهیزیاد ، بی قراری.


۴) احساس گناه ، ناامیدی ، ‌منفی گرایی.


۵) پُرخوابی ، کم خوابی و بیدار شدن زود هنگام.


۶) اشتهای زیاد ،‌ کاهش وزن ، پُرخوری ، کاهش اشتها.


۷) کاهشتوان و انرژی فرد ، کم شدن احساسات.


۸) تفکردر باره ی مرگ و حتی خودکشی.


۹) دشواری در به یاد آوردن ، تمرکز پیدا کردن و تصمیم گرفتن.


۱۰) علائم فیزیکی ماندگار که به درمان پاسخ نمی دهند ،‌مانند سردرد ، دردهای مزمن و اختلالات گوارشی.

 

بررسی علت های افسردگی


الف) ارث

امکان بروز افسردگی در فردی که سابقه‌ ابتلایبه اینبیماری را در خانواده خود داشته ، زیاد است ( به ویژه نوع دو قطبی )با توجه به اینکه افرادی که سابقه ژنتیکی ندارند نیز ممکن است به این بیماری دچار شوند .

 


ب) محیط

عوامل ایجاد کننده ی فشار روانی در زندگی همه یما وجود دارد که از جمله ی آنهامی توان بهاز دست دادن عضوی از خانواده و دارایی ، اشکال در برقرار کردن ارتباطبا اطرافیان ، مشکلات مالی و تغییر چشمگیر در شیوه و سبک زندگیاشاره کرد که این هااز جمله عوامل مهم تلقی می شوند. به علاوه ، اعتیاد در۳/۱ مواردمنجر بهبیماری افسردگی خواهد شد .

 


ج) عامل های روانی – اجتماعی

یک انسان منفی باف ، از اعتماد به نفس پائینی برخوردار است و نمی تواند وقایع زندگی خود را در دست بگیرد . دیدگاه و نگرش منفی سببمی شود که اثر عوامل استرس زا بیشتر شده و تندرستی فرد به خطر بیفتد . پژوهشگران معتقدند که منفی بافی در کودکی شکل گرفتهو پرورش دختران به شیوه های سنتی سبب بروز این گونه تفکر و دیدگاه خواهد شد .

 

آنچه زنان درباره افسردگی باید بدانند:

تنوع عوامل موجود در زندگی یک زن نفش مهمی در بروز افسردگی ایفا می کند . عوامل خاصی مانند تولید مثل ،‌ هورمون های ژنتیک و شخصیت ، عوامل بیولوژیکی و رنج هایی که زنان در زندگی خود متحمل می شوند قابل توجه اند . البته زنان بسیاری هستند که با این عوامل روبه رو شده اما هیچکدام از عوامل بیماری افسردگیدر آنها مشاهده نمی شود.

 

علت افسردگی پس از زایمان چیست؟ - تصویر 3

 

بلوغ و افسردگی

پیش از بلوغ ، دختران و پسرانکمتر دچار افسردگی می شوندواین نسبتدر سنین ۱۱ تا ۱۳ سالگی تغییر می کند . در سن ۱۵ سالگی دختران دو برابر پسران به این بیماری مبتلا می شوند؛ البته در دوره‌ بلوغ، نقش ها و انتظارهای فرد به طور چشمگیریتغییر پیدا می کند و فشار روانی ناشی از بلوغ ، شکل گیری هویت فرد ، تشکیل اندام های جنسی ،

 

جدا شدن از خانواده واستقلال در تصمیم گیری ،پسران و دختران را درگیر می سازد . تغییرات هورمونی ، ذهنی و جسمی نیز فشار ر��انی خاص خود را ایجاد خواهد کردو به علت ظرافت های خاص دختران بیش از پسران علائم افسردگی ، اضطراب و اختلال های گوارشی را نشان می دهند.

 

دوره میانسالی و نقش روابط اجتماعی و محیط های شغلی

پژوهشگران معتقدند که علت بروز افسردگی در زنان ، آسیب پذیرتر بودن آنان نیست بلکه بیشتربستگی به فشاری دارد که با آن روبه رو می شوند . مسئولیت بیش از حد در محیط کار یا در منزل ، جدا شدن از همسر و به تنهایی مسئولیت پرورش فرزند یا فرزندان را به عهده گرفتن ،‌ مراقبت از والدین یا فرزندان از جمله فشارهایی هستند

 

که زنان را متأثر می سازد . کیفیت زندگی مشترک نیز تأثیر قابل توجهی بر ابتلا بهاینبیماری دارد . اگر زن وشوهر روابط دوستانه ، محکم و همراه با اعتماد دو جانبه نداشته باشند ، از زندگی مشترک خود احساس رضایت نمی کنند و در نتیجه میزان خطر ابتلا به افسردگی افزایش خواهد یافت.

 

دوره های تولید مثل

دوره های تولید مثل زنان مانند تخمک گذاری ، ‌دوره قاعد گی ، دوره بعد از وضع حمل ، یائسگی و حتی عقیم شدن ، نوسان هایی را در روحیه و خُلق زنان ایجاد می کند و ممکن است در دوره های کوتاه مدت به بروز افسردگی منجر شود . بنا به نظر محققین ، هورمون ها بر مغز اثر گذاشته ، روحیه و احساسات فرد را تغییـر می دهد و رابط های شیمیایی مغز تحت تأثیر هورمون ها قرار می گیرند . بیشتر زنان در دوره قاعد گی با تغییرهای جسمی و رفتاری زیادی مواجه می شوند

 

که گاه به صورت احساس افسردگی و تحریک پذیری بروز می کنند .این تغییرها پس از تخمک گذاری ایجاد شده و تا زمان شروع قاعد گی شدیدتر می شوند . تغییر روحیه ، پس از وضع حمل نیز به صورت گذرا بروز می کند . علاوه بر این ،‌ دوره نگهداری از فرزند به دلیل دشواری ها و استرس های خاص خود می تواند خطر ابتلا به بیماری راافزایش دهد ، به ویژه در افرادی که سابقه ابتلا به دوره های کوتاه مدت افسردگی را ذکر می کنند .

 

نقش عوامل نژادی ، اجتماعی و فرهنگی

نژادهای مختلف از نظر ابتلا به افسردگی متفاوت اند . از نظر اجتماعی و فرهنگی ، زنانی که در دوره ی‌کودکی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند ، بیش از سایرین به افسردگیمبتلا می شوند چنانچه این آزارها باعث تخریب اعتماد به نفس شدهو احساس پوچی در فرد ایجاد می کند . به علاوه احساس گناه ، ‌سرزنش خویشتن و انزوای اجتماعی را نیز به دنبال دارد .

 

پرورش یافتن در یک خانواده بی کفایت نیز از جمله عوامل مهم ابتلا به افسردگی در سالهای بعدی عمر به حساب می آید .فقر و پائین بودن سطح زندگی نیز دستاوردهایی جز فشارهای روانی ، انزواطلبی ، عدم دستیابی به منابع جدید را به همراه نخواهد داشت . در بین افراد کم درآمد ناامیدی ، ناراحتی و نارضایتیبه ویژه کسانی که مورد حمایت اجتماعی قرار نگرفته اند ، رواج دارد .

 

سالخوردگی و افسردگی

در دوره ی‌سالخوردگی ، زمانی که فرزندان یکی پس از دیگری خانه و خانواده را ترک می کنند، زن با یک خانه ی تهی مواجه خواهد شد . برخی از زنان که مستعد ابتلا بهبیماریافسردگی هستند، با از دست دادن هویت و هدف زندگی روبه رو می شوند . البته بسیاری از سالمندان از زندگی خود رضایت دارند و آنچه اهمیت دارد این است که نباید افسردگی را با واکنش های طبیعی ناشی از مشکلات اقتصادی ، جسمی و اجتماعی اشتباه کرد .

 

گردآوری: مجله ی اینترنتی دلگرم

 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه